مصطفى النوراني الاردبيلي
263
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
اين هر سه نوع از فرق برگ و تخم مشخص هستند ، جوهرى در پوست آن به نام wrightine است و از تخم آن هم حاصل مىشود ، در محلول hydrochloric acid آن رسوبات پلاتين ، طلا ، جيوه ديده مىشود . r . haines در سال 1858 همين مواد را از اين بوته حاصل كرده و اظهار داشتهاند كه خوب است اين جوهر را conessine بگوئيم و آن را از platinium salt آن حاصل نموده به فرمول c 52 h 22 no نام برده است . اسم عربى است به فارسى زبان گنجشك و پنجشكروان و به شيرازى تخم اهر و به يونانى اندروصارون و به تركى قوش ديلى و به هندى اندر جو گويند و آن ثمر درختى است كه از قسم دردار و بزرگ و برگ آن شبيه به برگ بادام و ثمر آن در خوشه و در غلافها است ظاهر آن اندك تيره رنگ و باطن آن سفيد ، مايل به زردى و تند مزه و لاذغ زبان با اندك تلخى قوت آن تا ده سال باقى مىماند ضماد برگ آن منقى و مدمل و ملحم زخم مرطوب آشاميدن ثمر آن مسكن رياح و درد پهلو و پشت و تهيگاه و نافع خفقان و تنگى نفس و سرفه كهنه و جهت مغص و درد رحم و در بول عسر الخروج شكستن سنگ و تقويت اعضاى تناسل و تحريك و ازدياد باه مفيد و فرزجه آن با زعفران بعد از ظهر معين بر حمل و مجرب گفتهاند ، مصدع گرم مزاجان است و مصلح آن گشنيز مقدار شربت آن جهت باه تنها سه درم كثرت استعمال آن مضر كليه ، مصلح آن مرباى كدو ، بدل آن در تقويت باه به وزن آن جوز مقشر يا تودرى سرخ است . « 1 » سجزيان او را نامى كردهاند كه به پارسى متعارف سرو بود يعنى شاخ حيوان و به زابلى شنگ گويند . « 2 » دمكرده برگهاى درخت زبان گنجشك به مقدار بيست و پنج تا سى گرم در يك ليتر آب براى نقرس و رماتيسم مفيد و مؤثر است و تاكنون نتايج خوبى از آن به دست آمده است دمكرده برگ زبان گنجشك ادرارآور است از اين جهت كسانى كه ورم كليه يا شن و
--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 4 ، ص 14 تحفه حكيم ، ص 121 . ( 2 ) - ترجمه صيدنه ج 2 ، ص 629 .